العلامة المجلسي
952
حياة القلوب ( فارسي )
كه عيد جميع مسلمانان وغير ايشان روز جمعه بود ، پس يهود مخالفت كردند وگفتند : عيد ما شنبه است ! پس خداى تعالى شكار شنبه را بر ايشان حرام كرد ومسخ شدند به ميمون وخوك « 1 » . وبه سند حسن روايت كرده است وغير أو به سند صحيح از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام كه فرمود : در كتاب أمير المؤمنين عليه السّلام نوشته است كه : جمعى از أهل بلدهء بصره « 2 » از قوم ثمود بودند وحق تعالى به جهت امتحان ايشان در روز شنبه ما هي بسيار بسوى ايشان مىفرستاد كه به در خانههاى ايشان مىآمدند ودر جميع حوضها ونهرهاى ايشان داخل مىشدند وروزهاى ديگر نمىآمدند ، پس جمعى از سفيهان ايشان شروع كردند به شكار ما هي در شنبه ومدتي اين كار مىكردند ، علما وعبّاد ايشان منعشان نمىكردند ، تا آنكه شيطان به نزد طايفهاى از ايشان آمد گفت : خدا شما را نهى فرموده است از خوردن ما هي در روز شنبه ونهى نكرده است شما را از شكار كردن ما هي در روز روز شنبه ، پس در شنبه شكار كنيد ودر روزهاى ديگر بخوريد ! پس ايشان سه طايفه شدند : يك طايفه گفتند : ما شكار ما هي مىكنيم در شنبه كه بر ما حلال است ؛ ويك طايفه به جانب راست رفتند وگفتند : ما شما را نهى مىكنيم از آنكه خلاف امر الهى بكنيد ؛ ويك طايفه به جانب چپ رفتند وشكار نمىكردند وايشان را هم نصيحت نمىكردند ومىگفتند به جماعت نصيحت كنندگان كه : چرا موعظه مىكنيد گروهى را كه خدا ايشان را هلاك خواهد كرد يا عذاب خواهد كرد عذابي سخت ؟ پس آن طايفهاى كه ايشان را پند مىدادند گفتند : واللّه ما امشب با شما نمىمانيم در اين شهري كه معصيت خدا در آن كردهايد كه مبادا بلا بر شما نازل شود وما را هم فروگيرد . پس از آن شهر بيرون رفتند در صحرائى نزديك آن شهر ودر زير آسمان خوابيدند ،
--> ( 1 ) . تفسير قمى 1 / 244 . ( 2 ) . در تفسير قمى : « أهل ايكه » است ؛ ودر تفسير عياشى وسعد السعود : « ايله » مىباشد . وياقوت حموى گفته است كه : « ايله » شهري است در كنار درياى قلزم بعد از شام ، وگفتهاند ايله آخر حجاز وأول شام است . ( معجم البلدان 1 / 292 ) .